close
تبلیغات در اینترنت
خرید دامنه
ادبیات فارسی را پاس بداریم

zabankohan

<-PostAuthor->

zabankohan

http://zabankohan.rozblog.com/

ادبیات فارسی را پاس بداریم

حکایتی از مثنوی مولانا(تجربه آموزی از روباه)

ادبیات فارسی را پاس بداریم

<-BlogAbout-> بگذر از میان علم البته با علم

ادبیات فارسی را پاس بداریم

 
کاربر مهمان، خوش آمديد!   امروز  
 
فهرست اصلی
لینکهای سریع
صفحه اول
آرشیو
ایمیل
موضوعات





آرشیو مطالب

لینکستان
آرشیو تماس با ما


حکایتی از مثنوی مولانا(تجربه آموزی از روباه)

نویسنده:محمد مهدی کرد

 
 تجربه آموزی روباه

شیر و گرگ و روباهی با هم رفیق شدند و برای شکار به دشت و کوه رفتند . گرگ و روباه در رکاب شیر به بیشه کوه رفتند و سه حیوان را که عبارت بودند از گاو کوهی و بز کوهی و خرگوش شکار کردند.

گرگ بدون توجه به اینکه شیر سلطان حیوانات است و اختیار و انتخاب با اوست با روباه زمزمه کرد که لابد شیر مانند شاهان دادگستر سهمیه آنها را خواهد داد.

شیر از خیالات و طمع آنها آگاه شد ولی در ظاهر خندان بود و وانمود نمی کرد دل پری از آنها دارد. تا اینکه شیر به گرگ گفت این جانوران شکار شده را عادلانه به نیابت از طرف من تقسیم کن .

 گفت شیرای گرگ این رابخش کن              معدلت را نو کن ای گرگ کهن

نایب من باش  در  قسمت  گری                  تا  پدید  آید که  تو چه  گوهری

 

 گرگ گفت. ای شیر چون تو بزرگ هستی گاو وحشی از آن تو باشد و بز کوهی چون میان قامت است مال من که میانه هستم و خرگوش نیز به مناسبت کوچکی مال روباه باشد که از همه کوچکتر است .

شیر ناراحت شد و گفت : تا من هستم تو (ما و تو) می کنی؟

سپس بر سر گرگ جهید و او را پاره پاره کرد.

روباه این منظره را دید و از این حادثه تجربه آموخت و عبرت گرفت . به طوری که وقتی شیر به روباه گفت اینک تو این شکار ها را تقسیم کن روباه از روی چاره اندیشی و سیاست گفت:

قربان این گاو فربه برای چاشت شما باشد و این بزکوهی برای ظهر و نهار شما باشد و آن خرگوش برای شام و شب شما باشد.

شیر از این پاسخ شادمان شد و گفت:

ای روبه  تو عدل   افروختی                    این  چنین  قسمت ز که آموختی

ازکجا آموختی این ای بزرگ                   گفت ای شاه جهان از حال گرگ

 

سپس همه آن سه شکار را به روباه بخشید و گفت:

روبها ! چون جملگی ما را شدی                چونت آزاریم چون تو ما شدی

ما تو را و جمله آشکاران تو را                 پای  بر گردون هفتم  نه بر آ

چون گرفتی عبرت از گرگ  دنی                 پس تو روبه نیستی شیر منی

 

و روباه سپاسگزاری کرد.

 

استخوان و  پشم آن گرگان عیان                 بنگرید  و  پند  گیرید ای مهان

عاقل از سر بنهد این هستی و بار               چون شنید انجام فرعونان و عاد

پس سپاس او را که ما را در جهان              کرد   پیدا  از  پس    پیشینیان

محمد مهدی کرد دوشنبه 26 اسفند 1392  نظر بدهید!

آخرین مطالب ارسالی
معرفی اشخاص و آثار مربوط به آنها
( انواع شعر از لحاظ شکل )
دانلود دیوان اشعار شاعران ایران زمین
دستور زبان فارسی (انواع فعل)
گزیده‌های از دست نوشته‌های چاپ نشده زنده یاد "امیرحسین فردی"
نقد نظریه نمادین در باب زبان وحی در آخرین شماره از فصل نامه «الهیات و حقوق»
ارزو ها
حاجی آقا - صادق هدایت/معرفی کتاب
مستزاد چیست؟
قطعه چیست؟
درباره وب
زبان فارسی، زبان مادری برای همه ی مردم ایران زمین

آمار کاربران
 
چه کسانی به ما لینک دادند؟

نوسندگان

لینک دوستان

بخش ویژه

صفحه اصلي  |  آرشیو |  لینکستان  |  تماس با ما |  طراح قالب